حسن سيد اشرفى

743

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

معناه انّ الّذى وضع الخ : ضمير در « معناه » به اصل بودن مصدر برگشته و كلمهء « معناه » مبتدا و « انّ » با اسمش كه « الّذى وضع الخ » بوده و خبرش « هو المصدر او الفعل » كه در چند سطر بعد مىآيد خبر براى « معناه » و جملهء « معناه الخ » نيز مقول « قلت » مىباشد . ثم بملاحظته وضع نوعيّا او شخصيّا : ضمير در « بملاحظته » به « الّذى وضع اوّلا » آنچه كه در اوّل وضع شده برمىگردد . ساير الصّيغ الّتى تناسبه : كلمهء « ساير » كه اضافه به « الصّيغ » شده ، نايب فاعل براى « وضع » بوده و كلمهء « الّتى تناسبه » صفت براى « الصّيغ » كه ضمير فاعلى در « تناسبه » به « الّتى » و ضمير مفعولى آن به « الّذى وضع اوّلا » برمىگردد . ممّا جمعه مادّة لفظ : كلمهء « من » در « ممّا » بيان « سائر الصّيغ » بوده و ضمير مفعولى در « جمعه » به ماء موصوله به معناى حروف در « ممّا » و ضمير در « معه » به « الّذى وضع اوّلا » برگشته و كلمهء « مادّة » كه اضافه به كلمهء « لفظ » شده نيز فاعل « جمعه » مىباشد . متصوّرة فى كلّ منها و منه بصورة : كلمهء « متصوّرة » حال براى « مادة لفظ » بوده و ضمير در « منها » به « سائر الصّيغ » و در « منه » به « الّذى وضع اوّلا » برگشته و جار و مجرور « بصورة » متعلّق به « متصوّرة » مىباشد . و معنى كذلك : كلمهء « معنى » عطف به « لفظ » بوده و مقصود از « كذلك » يعنى « متصورة فى كلّ منها و منه بصورة » و تقدير عبارت چنين است : « و ممّا جمعه معه مادة معنى متصوّرة فى كلّ منها و منه بصورة » . هو المصدر او الفعل : ضمير « هو » به « الّذى وضع اوّلا » برگشته و اين عبارت ، خبر براى « انّ » در « انّ الّذى وضع اوّلا » بوده و به قرينهء « او » در اصل چنين بوده است . « هل هو المصدر او الفعل ؟ » . هل هو الدّفعة و الدّفعات : ضمير « هو » به مراد به مرّه و تكرار برگشته و معناى « الدّفعة و الدّفعات » يك بار و چند بار مىباشد .